الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
77
ضياء القلوب ( فارسى )
و جميع عاصران از صحابه تصديق او كردهاند به اعتبار ثبوت روايت نزد ايشان بر وجهى كه قائل شك و تشكيك نبود و الّا عثمان يا دوستان او با هر دو در آن سخن مىگفتند ، همچنان كه شهادت مىدهد به اين عادت . و با وضوح اين تصديق امير المؤمنين عليه السّلام به تنهايى بس بود به واسطهء دوران كردن حق با او . و بودن آنچه در روايت ثانيه و ثالثه است در غايت شناعت احتياج به بيان ندارد . و بعد از تأمل در آنچه مذكور شد ضعف كلام صاحب « مغنى » احتياج به تفصيل ندارد ، و بناء كلام در اين مقام بر ثبوت صدق ابو ذر است به روايت مستفيضه كه دلالت بر آن دارد . و با قطع نظر از آن مىگوييم كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خبر داده است همچنان كه در كتب صحاحشان مذكور است كه : ابو ذر يكى از چهار كس است كه امر كرده است خداى تعالى به حبّ ايشان . و خبر داده است كه : او محبت دارد ايشان را . و خبر داده است رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اينكه : شبيه عيسى عليه السّلام است و راه مىرود به زهد عيسى عليه السّلام همچنان كه در نظر هفتم از انظار ثمانيه گذشت . پس قول او به بطلان عثمان و شناعت افعال او دلالت به اين دو مىكند ، زيرا كه ممتنع است اجتماع صفات مذكوره بلكه تحقق يكى از آن صفات در كسى كه سخن گويد بىعلم خصوصا سخنى كه نسبت به مدعى امامت باشد ، و چون تجويز مىكند كسى كه مرتبهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و صدق كلام او را داند اين را كه آن حضرت خبر دهد مجمع شدن اين صفات در كسى كه اصرار كند در تشنيع كردن كسى كه از معايبى كه به او نسبت داده است برى باشد ! و اطاعت